روباه (دوازدهم ـ 2)1 مربوط دانست، ولي امكان هم دارد كه مستقل از آنها باشند و هر دو گروه از داستان قديميتري اقتباس شدهاند. شخصيت بخشيدن به جانوران و استفاده از آنها براي منظورهاي تعليمي، طنز، شوخي يا قصه در سراسر جهان رواج داشته است. اين از ويژگيهاي جهاني ذهن بشر است و احساس پيوند نزديكي را با زندگي حيوانات در همهٴ اشكالش نشان ميدهد.
گفتگوي جانوران منسوب به ماينو دي ماينِري (چهاردهم ـ 1؛ وفات: حدود 1364) را هم كه مجموعهاي از حكايات اخلاقي در باب جانوران است، ميتوان در اين زمره ياد كرد. آن كتاب موٴلفش هركس بوده ـ نيكولاس پرگاموني ناشناس يا ماينو دي ماينِري يا يك شخص ثالث ـ توفيق چشمگيري بهدست آورده و گواه آن تعداد چاپهاي قديمي آن به لاتيني، هلندي، فرانسه و انگليسي است.
موش صحرايي و موش قطبي. حملهٴ موشهاي صحرايي و موشهاي قطبي در سال 1271، 1278 ـ 1279، 1366، 1378، 1468 و غيره روي داد. ولي هيچ اطلاعي درمورد سدهٴ چهاردهم داده نشده است.
درمورد موشهاي قطبي، با اينكه نامشان در متن قديمي نروژي مربوط به نيمهٴ دوم سدهٴ سيزدهم آمده، نخستين موٴلف كه از آنها سخن گفته، ياكوبتسيگلر باواريايي در سال 1532 بوده است. بنابراين، تاريخ موش قطبي تنها از سال 1532 آغاز ميشود.
14. ترجمهها. تنها ترجمهٴ اين عصر در زمينهٴ تاريخ طبيعي آنهايي است كه بهفرمان پدروي آدابدان از عربي به كاتالونيايي برگردانده شد.
يا. پزشكي
طاعون سياه
بهجاي اين كه مانند هميشه با شرحي در باب كارهاي پزشكي انجام شده در هر كشور آغاز كنيم، پيش از همه بايد گفتگويي داشته باشيم از بلاي بزرگي كه در حدود سال 1348 اروپا كه نه، بلكه تمام جهان را لرزاند. آن بلا چنان شديد بود و آنقدر قرباني گرفت (ميتوان گفت در حدود ربع جمعيت)، كه بر استمرار تاريخ اثر گذاشت و بر همه چيز مستولي شد. برخي چندان پيش رفتهاند كه ميگويند طاعون سال 1348 را ميتوان بهصورت يكي از مقطعهاي تاريخ درآورد، زيرا بيرحمانهتر، كاملتر و جهانيتر از مثلاً سقوط قسطنطنيه بوده است.